هفته هشتم داربي پايتخت
برنامه ديدار هاي دور رفت از رقابت هاي فوتبال ليگ برتر باشگاههاي کشور اعلام شد.
طبق اعلام فدراسيون فوتبال جدال حساس تيم هاي سرخ و آبي پايتخت در هفته هشتم برگزار خواهد شد.
برای دیدن برنامه ی کامل روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:11  توسط Ali
|
يكي بود يكي نبود. يه روز يه فوتباليست بود كه اسمش علي بود. اين علي قصه ما توي يه شهر كوچولو به اسم اردبيل به دنيا امده بود. از بچگي دنبال درس خوندن بود ولي ورزش هم ميكرد. تااينكه يه روز تصميم گرفت كه بياد تهرون و ادامه تحصيل كنه. يه روز تو دانشگاه بالاخره انقدر خودشونشون داد كه گفتند بيا برو تو يه تيم بزرگتر بازي كن. كم كم علي قصه ما خودشو رسوند به تيم ملي و شد علي اقا. مردم خيلي علي اقا رو دوست داشتن. اخه اون براش مهم نبو د كه سرش شيكسته باشه يا طحالش پاره پاره شده باشه. فقط گل ميزد. كم كم علي اقا مشهورتر شد تا جاييكه همه تو قاره ازش خوف داشتن. يه روز تو بازي با كره علي اقا چارتا گل زد و ازاون روز سرنوشت خودشو و تيمشو عوض كرد. حالا فقط يه فوروارد تو اسيا بود كه همه دلشون ميخواست مثل اون باشن. علي اقاي قصه ما. تا اينكه يه روز علي اقا رفت المان تا درو واسه بعدي ها واكنه.
اين ميون هم چپو راست واسه تيم مليش گل ميزدو امون به كسي نميداد. حالا اين موفقيت شده بود خاري تو چش بعضي ها. كمكم ميشنيدي كه ميگن علي فقط بلده با سر توپو بكنه تو دروازه. اما علي اقا بيدي نبود كه ازاين بادا بلرزه و شروع كرد با پاش كشورگشايي كردن. اون روزي كه علي اقا تو قلب دشمن جلوي صدام يزيد تو عراق گل زد دهن همه رو با سوزن نخ دوخت و گذاشت كنار. اما امان از دست دشمن خودي. صد رحمت به صدام. حداقل اون علنا به كثيف بودن خودش اعتراف داشت .
...و دشمني با علي اقا ادامه پيدا كرد... حالا علي اقاي قصه ما پاش واز شده بود تو تيماي فضايي. ازبيله فيلد به مونيخ و ازاونجا به برلين. حالا حسودا ديگه رسيده بود به اينجاشونو چو انداختن كه علي اقا بلده به تيماي دست دهم گل بزنه و مدعي شدن كه هنرش فقط تا همينجا قد ميده. خلاصه كار اين شد كه علي اقا يه روز صبح علي الطلوع شيكم ناشتا دو تا گل به چلسي زد و يه دونم به ميلان كه خلاصه مزاج بعضي هارو پاك كنه.
حالا ديگه مساله فقط دشمني با علي اقا نبود بعضي ها ميخواستن اسمشو از صفحه زمين بردارن. اما اقايي كه شما باشين علي اقا فقط رفت بالاترو بالاتر. تا اونجايي كه يه روز ديديم شد اقاي گل دنيا و بهترين بازيكن اسيا.جونم براتون بگه كه سرانجام دشمني نامادري هاي فوتبال انقدر ادامه پيدا كرد كه نفاق راه خودشو ازلابلاي تيتر زردنامه ها پيدا كرد و تخم خودشو كاشت تو دل مردم. حالا برعكس بقيه دنيا هر وقت علي اقا گل ميزد همه فحش ميدادن .
گرگا افتاده بودن به جون كاپيتان حالا گاز نزن كي گاز بزن. بيچاره علي اقاي قصه ما با هرگل تيكه پاره تر ميشد. تا اينكه يه روز به خودش اومد و ديد كه پير شده و ديگه اون علي سر و حال هميشگي نيست. اما ادم جنگجو بايد تا اخرش جلوي گرگا واميستاد. حتي اگه به ضررش تموم ميشد و علي اقا تا اخرش واساد. حالا ديگه صداي زوزه گرگارو كه از روي سكو ها هم ميومد رو نميشنيد. مثل سرباز اشيل پاره شده فقط لاششو در زمين ميكشيد تا تير خلاصو بزنن. و سرانجام لاشخور هاي گرسنه هر چي رو كه از سرباز پير مونده بود رو به نيش كشيدن و بقيه فقط هورا كشيدن. حالا همه چيز دوباره به حالت عادي خودش برگشته بود. اين| جنگل سلطان نميخواست. حالا تا گوش كار ميكرد صداي گرگ شغال بود كه فضا رو پر ميكرد. ديگه هيچكس از علي اقا نپرسيد. و علي قصه ما به گذشته ها كوك خود... وهمه براي رفتنش هورا كشيدند.
بالا رفتيم قصه ما راست بود پايين رفيم غيرت ما دروغ بود...
www.parsfootball.com
+ نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1385ساعت 14:1  توسط Ali
|
هر جور می خوام باور کنم که علی انصاریان از پرسپولیس رفته نمی تونم
هر چقدر به خودم می گم که فوتبال ما داره حرفه ای می شه و بالا خره فوتبال حرفه ای اینا رو هم داره بازم راضی نمی شم
شما خودتون قضاوت کنید مگه فوتبال ایتالیا حرفه ای نیست پس چرا کسانی مثل باتیستوتا– توتی– دلپیرو - مالدینی و ... عاشق تیماشونند یا مگه رائول و پویول حرفه ای نیستند پس می شه تو فوتبال حرفه ای هم عاشق تیمت باشی
فقط می خوام اینو بگم : آقای انصاریان اگه به اطرافت نگاه کنی می بینی که کم نبودن کسانی که به خاطر اختلاف نظر با فردی مجبور شدن از پرسپولیس جدا بشن ولی هیچ وقت به باشگاه و هواداراش پشت نکردن
نمونه ی آخرشم حامد کاویانپور که دقیقا همون مشکل تو رو داشت ولی ثابت کرد عاشق پرسپولیس
آقای انصاریان یه مواقعی هست که آدم برای اینکه ثابت کنه عاشق باید از وجود خودش بگذره چه برسه از تیتر یک روزنامه بودن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 11:32  توسط Ali
|
متن زیر رو تو سایت parsfootball پیدا کردم خیلی قشنگ حتما بخونیدش
پائيز بود. امجديه مانند حالا لخت و خالى نبود. تمام سكو هاى مقابل جايگاه ويژه پر از آدم بود وقتى بازيكنان دو تيم بانك تجارت و شاهين وارد زمين شدند. ستاره ها به سوى مردم آمدند. دو تيم كلى ملى پوش داشتند كه به شدت از سوى سكونشينان تشويق شدند. شاهين پس از ۹۰ دقيقه ۲ بر يك شكست خورد. شرط بندهاى ضلع شمال غربى امجديه ناراحت بودند. بيشتر آنها پيش بينى مى كردند كه تجارت بازنده باشد اما اين طور نشد. همه به سمت خيابان مفتح در حال دويدن بودند وقتى كه ايستادم و به او نگاه كردم. عكسش را چند هفته اى بود در ستون مردان آينده دار «كيهان ورزشى» مى ديدم اما اعتنايى نداشتم، گمان مى كردم صاحب آن عكس مانند خيلى از پديده هاى ديگر به جايى نخواهد رسيد.
حراستى ها خيالشان راحت شد كه مردم رفتند و كار آنها تمام است. وقتى كه رسيدم از رختكن خارج شده بود و به سمت در خروجى مى رفت.
پيكان قهوه اى رنگ اش همان جا پارك بود. در صندوق عقب را باز كرد تا وسايلش را داخل ماشين جا دهد. دلهره اى براى صحبت كردن با او نداشتم. خيالم راحت بود كه با يك ستاره طرف نيستم. سلام كردم. جواب داد اما نگاهى نكرد. فكر كردم او هم مانند خيلى هاى ديگر يك نوجوان چهارده، پانزده ساله را جدى نمى گيرد. پررويى كردم و گفتم: «شما هيچ وقت در فوتبال ايران موفق نمى شويد!» باز هم نگاهم نكرد و لنگى را درآورد تا شيشه جلوى پيكانش را تميز كند. گفت: «آقا پسر، چرا اين حرف را مى زنى؟» ناگهان دلم سوخت. ترحم كودكانه به سراغم آمد. گفتم: «عكس شما را در مجله ديدم. نوشته بود كه شما آينده خوبى داريد.»
خنديد و جواب داد: «شوخى كردند، به دل نگير.» سماجت كردم و ادامه دادم: «تمام بازيكنان تيم ملى از استقلال و پرسپوليس هستند. پيوس، مرفاوى، مدير روستا و گروسى. ميان اين همه فوتباليست خوب پروين شما را انتخاب نمى كند.» حرف هايم كه تمام شد احساس پيروزى مى كردم. منتظر بودم تا به من نگاه كند و بگويد «پسر، تو خيلى بااستعدادى، فوتبال ايران را خوب مى فهمى» اما حرفى نزد. خداحافظى كردم كه ناگهان مانند همه آدم هاى عادى پرسش هاى آزاردهنده اش شروع شد: «چند سالته؟ از كدوم محلى؟» جواب دادم وقتى نگاهش به وسايل داخل داشبورد ماشين بود. گفت: «مى خواستم بهت سررسيد بدهم كه ديدم تمام شده!» با اين حرف ديگر دوستش داشتم.
پرسيد: «فوتبال دوست دارى؟» و من همه نتايج بانك تجارت را در آن فصل باشگاه هاى تهران از حفظ برايش گفتم. يكى از هم تيمى هايش آمد و فهميدم كه ديگر بايد بروم. دوباره خداحافظى كردم. پياده شد با من دست داد. جوگير شده بودم. بچه محل هايم آنجا نبودند تا من را به خاطر ذوق زدگى براى دست دادن با يك گلزن ناشناس مسخره كنند. قدش خيلى بلند بود وقتى كه روبه رويم ايستاد. گمان كردم كه بزرگمرد مظلومى است. گفتم: «آقاى دايى، نااميد نباش!» غروب آن روز پاييز ۱۳۷۰ برايم غم انگيز نبود...
•••
خرداد ۷۲ در حال پايان بود. لذت حضور ايران در جام جهانى را نمى دانستم. فقط خوانده بودم كه روياى بزرگى است. يار دوازدهم بى رحمانه با فوتبال بيگانه بود. فقط برنامه «سلام صبح بخير» راديو به مخاطبانش خبر مى داد كه مسابقات مقدماتى جام جهانى ۹۴ آمريكا در راه است. ورزش و مردم و ورزش از شبكه ۲ هم انگار با فوتبال غريبى مى كردند. قهرمانى در بازى هاى آسيايى پكن توقع همه را بالا برده بود. تيم ملى تازه از اردوى آلمان برگشته بود و من در لابه لاى خطوط كيهان ورزشى جمله اى را خوانده بودم كه تيتر، سوتيتر و يا حتى پررنگ هم نشده بود: «على دايى تك گل پيروزى بخش ايران را در مقابل تيم آماتورهاى بايرن مونيخ به ثمر رساند.»
فرشاد پيوس مصدوم بود و شانس مديرروستا و مرفاوى براى حضور در تركيب اصلى بيشتر بود. سوريه، عمان و چين تايپه با ما همگروه بودند. از سوريه براى ما يك بت ساخته بودند و مى گفتند عمان شكست ناپذير است. كسى به دنبال روحيه دادن نبود. به تحريريه كيهان ورزشى زنگ زدم و گفتم: «تيمى كه الجزاير را شكست داده نبايد از سوريه و عمان بترسد.» آن سوى خط من را به رسميت نشناختند تا جوابى بدهند! بازى ها آغاز شد. چهارشنبه بود كه در آزادى مقابل عمان قرار گرفتيم. ساعت پنج بعدازظهر بازى آغاز شد و من فقط مى دانستم كه رنگ پيراهن بازيكنان دو تيم چيست! پخش مستقيم در مرام تلويزيون آن زمان نبود و از راديو فرارى بودم. از اتاقم بيرون نرفتم تا ساعت ۲۱ كه هادى صالح نيا به نام خدا را گفت و تلويزيون با چهار ساعت تاخير بازى را پخش كرد. نتيجه را نمى خواستم كه بدانم. عجب نسل رياضت كشيده اى هستيم! على دايى احتمالاً خواب بود وقتى حول و حوش ساعت ۲۰/۱۰ شب ديدم كه به جاى مرفاوى وارد زمين شد. به او براى تغيير نتيجه اميدى نداشتم حتى لحظه اى كه با ضربه سر توپ را به ديرك دروازه عمان كوبيد. دليل آن نااميدى هم براى امروزى ها خنده دار است. ننويسم بهتر است. آخر او نه قرمز بود و نه آبى! دو روز بعد در عصر جمعه با تاخيرى كمتر دايى را در تلويزيون ديدم كه در تركيب اصلى تيم ملى از دقيقه اول به مصاف چين تايپه رفت. گل زد، بيش از يك گل. شادى هايش غريبانه بود. پس از گل هايش به سمت مردم مى رفت اما طرفداران استقلال و پرسپوليس او را متعلق به خود نمى دانستند. شايد آبى ها به اين خاطر كه او جاى مرفاوى را گرفته بود حتى پس از گل هاى دايى چندان شادى هم نمى كردند. على دايى اين گونه وارد ميدان قدرت فوتبال ايران شد. روزنامه ورزشى كه در آن زمان وجود و معنايى نداشت اما هفته نامه هاى آن دوره هم به پديده تازه وارد اعتنايى نمى كردند. روزها گذشت. ما از اين گروه صعود كرديم و آن صعود را رسانه ها در حد صعود به جام جهانى «بزرگ» نشان دادند. گلزنى دايى به هامبورگ در مقابل ۱۲۰ هزار ايرانى هم چندان به چشم نيامد اما نويسنده منصفى در يكى از نشريات يك هفته قبل از پرواز ايران به قطر براى مرحله نهايى مسابقات انتخابى جام جهانى ۹۴ نوشت: «دايى آنقدر خوب است كه احتمالاً پس از مسابقات قطر به ايران برنمى گردد!» اين نويسنده پيش بينى كرده بود كه باشگاه هاى عربى او را شكار خواهند كرد.
•••
بهزاد غلامپور نيمى از آرزوهاى ما را در همان بازى اول مقابل كره جنوبى به باد داد. در برابر ژاپن ايرانى ها با كينه اى عظيم به ميدان رفتند. شكست ما در هيروشيما بيش از حد تلخ بود و يازده ايرانى به مصاف آنها رفته بودند تا انتقام جويى كنند. در تهران هيچ كس آرام و قرار نداشت. در آن زمان دامنه تعريف اين واژه «هيچ كس» متفاوت با امروز بود. زنان ايرانى چندان به فوتبال اهميت نمى دادند و مانند حالا فوتبال همه گير نبود. تلويزيون هم البته به اين بى تفاوتى كمك مى كرد. بيشتر ايرانيان نام على دايى را اولين بار هنگامى شنيدند كه او دروازه «ماتسوناگا» ژاپنى را گشود. بهرام شفيع نام دايى را فرياد مى زد و ما بيش از گذشته به جام جهانى آمريكا نزديك شده بوديم. دايى به عراق هم گل زد اما يكى از تلخ ترين شكست هاى فوتبال ايران شكل گرفت. باخت مقابل عراق براى ما قابل تحمل نبود. از دايى انتظار معجزه داشتيم. كره شمالى را با ۲ضربه سر اعجاب آور دايى شكستيم اما بخت هم با ما يار نبود. مقابل عربستان هم باختيم تا لشكر شكست خورده به تهران بازگردد. نسل ملى پوشان دوره مربيگرى دهدارى و پروين رو به پايان بود. از تيمى كه در قطر تحقير و شكست را به ما هديه داد فقط على دايى مايه افتخار بود. آقاى گل شده بود اما فقط آقاى گل آسيا. در حال محبوب شدن بود اما اوج علاقه ايرانيان به او لحظه اى شكل گرفت كه روشن شد دايى ۷۰ دقيقه با وجود مصدوميت شديد مقابل بحرين در بازى هاى آسيايى هيروشيما ۹۴ بازى كرد. مردم با اين حركت او را يك قهرمان ملى مى دانستند. براى مصدوميت او خيلى ها اشك ريختند و كسى به تعويض نشدن او در آن ۷۰ دقيقه اعتراض نكرد!
انگار كه آن سال ها تيزى قلم ها كمتر بود، زبان ها مانند امروز گزنده نبود و شايد هم دايى فقط خود را نمى ديد!
ادامه بازى هاى آسيايى هيروشيما بدون دايى ملال آور بود. يك شب پس از شكست برابر مكزيك وقتى شنيدم كه دايى مثلاً كمردرد دارد به ياد آن روزها افتادم. مقابل چين وقتى دايى نبود فقط سانتر مى كرديم و گلر چين را گرم. هنگامى كه با عنوان قهرمان دوره قبل حذف شديم انگار كه دنيا براى ما تمام شده بود. همه مى گفتند اگر دايى بود قهرمان مى شديم. به ياد مى آورم شب هاى پس از آن شكست چقدر صحنه هاى قهرمانى ايران با دايى را در ذهنم تصويرسازى كردم. سياهه اى از يك رويا بود كه بعدها بارها تكرار شد. شايد هم يك نوع حسرت خوردن ابلهانه بود. هرچه بود براى بعضى از هم نسلى هاى من فايده اش جز تمرين افسردگى به خاطر شكست در حوزه هاى غير از فوتبال در آينده (امروز) نبود! على دايى آن فرصت از دست رفته را بارها جبران كرد. در شبى كه با ۶ گل اشك كره اى ها را سرازير كرديم او با زدن ۴ گل قهرمان ما بود. چلسى و ميلان را هم مات كرد.
همين منفى بافان امروزى براى گلزنى او مقابل ميلان در سان سيرو كوچكترين شانسى قائل نبودند. او بزرگ و بزرگتر شد. از مرز ۱۰۰ گل گذشت اما تعويض نمى شد. مابقى خاطرات براى تك تك ايرانيان تكرارى است...
•••
بهار بود. SMS يك نوجوان سيزده، چهارده ساله كه برايم فرستاده بود، حالم را دگرگون كرد. او به يكى از بزرگترين ستاره هاى نسل من توهين كرده بود و من نمى دانستم براى آن پيام كوتاه خنده كنم يا گريه! على دايى روزگارى مى گفت «آنهايى كه عكس با شورت ورزشى ندارند، حق انتقاد ندارند!» او مگر چه كرد كه اكثريت مردمى كه در آلبوم هاى شخصى خود چنين عكسى را ندارند به راحتى كاپيتان را نقد كردند؟!
او به كدام دليل مانند روزهايى كه گل مى زد و ضعف هاى بزرگ فوتبال ما را پنهان مى كرد در روزهاى شكست هم مقصر بزرگ شناخته شد؟ براى شخص دايى متاسف نيستم. ايرانيان روزهاى سقوط دايى را مانند دوران پرشكوهش به زودى فراموش مى كنند. چيزهايى كه در دل ها باقى مى ماند شايد همان مدرسه ها و درمانگاه هايى باشد كه او در اردبيل ساخته است و ....
فقط یک جمله برای آنان که بی رحمانه به دایی تاختند: على دايى بهانه اى بيش نيست! مشکل ما او نیست..
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 22:8  توسط Ali
|
بعد از بازی های جام جهانی 2002 و حضور ضعیف آرژانتین و حذف در همون دور گروهی و زدن فقط دو گل توسط آرژانتین - گابریل باتیستوتا از فوتبال ملی خداحافظی کرد
اما همه قبول دارید که وقتی تیم مشکل داره و نمی تونه موقیعت گل خلق کنه کاری از دست بزرگترین مهاجم دنیا هم بر نمیاد . همه قبول داشتن که باتی گل از نظر روحی ( فقط از نظر روحی به خاطر مشکلاتی که در رم و بعد دعوت نشدن به تیم ملی توسط بیلسا و فشارهایی که روش بود) آماده نیست ولی کسی باتی گل رو مقصر نمی دونست چون تیم نمی تونست موقیعت براش خلق کنه.
روز بازی خداحافظی باتیستوتا بود که بعد از بازی فکر می کنم رئیس جمهور آرژانتین این جملات رو در وصف باتی گل گفت :باتیستوتا هویت فوتبال آرژانتین .
اما چرا اینا رو گفتم:
همه دیدیم که تیم ملی تو این سه تا بازی تو جام جهانی شاید به زحمت بشه گفت که تونست پنج موقیعت گل روی دروازه ی حریفا خلق کنه و خب تو این شرایط نمی شه از مهاجم انتظار معجزه داشت ( حتی از باتی گل)
من هم قبول دارم که دایی آماده نیست و سنش هم بالا رفته اما این حق رو داره که هویت فوتبال ما باشه
+ نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 2:44  توسط Ali
|
تیم ملی کشورمون با تمام امید ها و آرزوهایی که در سر داشتیم از جام جهانی کنار رفت
اما اگر منطقی تر به گروهمون نگاه کنیم می بینیم که گروه ما نسبت به گروهای 3 تیم آسیایی دیگه مشکل تر بود
بعد این دو تا بازی تقریبا همه برانکو- علی دایی و میرزاپور رو به عنوان سه مشکل تیم ملی معرفی کردند و می کنند
اما اگر تیم ملی ما نتونست بازی تداروکاتی مناسبی انجام بده مقصر این سه نفر بودند؟
تیم عربستان تا قبل از شروع بازی ها 10 – 15 تا بازی تداروکاتی خوب انجام داد ولی ما چی؟
گناه برانکو و دایی و میرزاپور چیه که تیم های قدرتمند دنیا به کشور ما نمی آیند؟
ما در جام جهانی 98 فرانسه به مراتب نمایش بهتری داشتیم که خب یه بخش بزرگی از اون بر می گرده به ایویچ اما تا اونجایی که من یادمه ما با اینتر میلان و سه تا تیم خوب لیگ فرانسه و رم و ... بازی دوستانه کردیم (تازه به غیر از تیم های ملی مثل کرواسی)
زمانی که دایی به مرز رکورد پوشکاش رسید تمام روزنامه های مجارستان بسیج شدن که آمار گلهای دایی رو کم کنند تا شاید دایی به رکورد پوشکاش نرسه اما به موازات این تلاش ها تو مجارستان تو ایران همه بسیج شدن که ثابت کنن دایی کار بزرگی نکرده
برای من خیلی جالب که تمام کشور های آسیایی به اینکه دایی آسیایی افتخار می کنند ولی ما چشم دیدن دایی رو نداریم
همه از سن و سال دایی می گن اما کسی از خیانت پروین به دایی و تیم ملی نمی گه
دایی به هر چیزی که فکرشو بکنی تو فوتبال رسیده بود و اگه 20 تا گل برای پرسپولیس تو لیگ 2 سال پیش زد فقط به خاطر عشق به پرسپولیس بود اما خودتون بگیید کی باعث شد دایی از این عشقش دور بشه ؟
دایی به پول صبا باتری نیاز داشت یا به شهرتی که می تونست تو این تیم پیدا کنه؟
زمانی که دایی به عشق پرسپولیس در 35 سالگی گل می زد آقای عنایتی کجا بود ؟
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 12:4  توسط Ali
|
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 1:4  توسط Ali
|
بارسا با رونالدينيو و ديگر ستارگانش قهرماني لاليگا و ليگ قهرمانان اروپا را جشن گرفت. اكنون هواداران برزيل چشم به راه درخشش ستاره دوست داشتني خودشان در جام جهاني هستند.
ستاره و اميد نخست برزيليها در گفتوگو با dpa به پرسشهاي خبرنگار اين خبرگزاري پاسخ گفت. متن اين گفتوگو در زير ميآيد:
* آقاي رونالدينيو شما هنگامي كه سيزده سال بيشتر نداشتيد، در يك بازي موفق شديد بيست و سه گل به ثمر برسانيد، آيا آن روزها فكرش را ميكرديدكه روزي به بالاترين قلههاي فوتبال دنيا برسيد؟
- آن زمان به مدرسه ميرفتم. اين شانس را داشتم كه گلهاي زيادي بزنم. وقتي هم كه بزرگ شدم اين امر برايم كاملا رويايي و خيالانگيز بود، زيرا از اين زمان به بعد در مدرسه شناخته شدم و اين چنين همه چيز براي من شروع شد.
* تسلط شما بر توپ كاملا مثال زدني است. در حال حاضر تنها افراد معدودي اين توانايي را دارند. آيا براي جام جهاني برنامهي ويژهاي تدارك ديدهايد؟
- براي جام جهاني هيچ چيز خاصي را كنار نگذاشتهام. اما، همواره ميكوشم شيوهاي جديد براي دريبل و حركات نمايشي را ابداع كنم. چيزي كه با آن با ميتوان مدافعان حريف را فريب داد. همواره در پي آن هستم كه چيزي جديد بيافرينم.
* كارلوس پويول، هم بازي شما در بارسلونا معتقد است كه شما در رختكن شادي و هيجان را به تيم بازميگردانيد. چرا هميشه لبخند به لب داريد؟ حتي هنگامي كه در ميدان هستيد.
- من فرد خوشبختي هستم. هيچ چيز بهتر از آن زماني نيست كه شما در تمرينها حضور مييابيد و يا در بازيها شركت ميكنيد. ما بازي ميكنيم و با هم بازيهايمان به شوخي هم ميپردازيم. اين براي من كافي است.
* روماريو، در جام جهاني 94 ستاره بازيها بود. رونالدو هم در سال 2002 به اين عنوان دست يافت. آيا جام جهاني 2006 از آن رونالدينيو خواهد بود؟
- اين جام بايد جام برزيل باشد و نه جام رونالدينيو. مهم اين است كه برزيل براي ششمين بار به قهرماني جهان دست يابد. من تنها به اين موضوع ميانديشم نه چيزي ديگر.
* شما قهرمان جهان و بهترين بازيكن سال هستيد. اكنون هم به همراه بارسلونا قهرمان ليگ قهرمانان اروپا شدهايد. آيا شما به راستي بهترين بازيكن جهان به شمار ميآييد؟
- نه، من تنها اين فكر را ميكنم كه همانند بازيكني در شرايط خوب و اوج هستم. و از شيوه بازي خودم، خوشحال و شادمان هستم. اما، هنوز هم ميدانم كه در بسياري از جنبهها بايد به اوج برسم. در همه كشورها بازيكناني هستندكه نمايشي عالي دارند.
* كدام يك از بازيكنان را بهترين ميدانيد؟
- تيري انري، زينالدين زيدان، رونالدو، آدريانو، كاكا، شوچنكو، اينزاگي. باز هم ميتوانم بگويم. در تيم ملي هر كشوري بازيكنان خوب زيادي وجود دارند.
* پله، مارادونا، بكن باوئر، كرايف و دي استفانو همگي در جامهاي جهاني، افسانه شدند. آيا شما هم خودتان را روزي در اين فهرست ميبينيد؟
- اين روياي من است كه روزي همانند بزرگاني چون پله، مارادونا يا بكن باوئر به بازيكني مثال زدني تبديل شوم. دوست دارم اين چنين عنوانها و القابي را به دست بياورم. به عنوان يك بازيكن فوتبال اين مهمترين قلهاي است كه ميتوان بدان دست يافت.
* هنگامي كه تركيب چهار نفرهي شما، كاكا، رونالدو و آدريانو در جام جهاني به خوبي عمل كند و در صورت رسيدن برزيل به بالاترين سطح و فتح جام جهاني از سوي اين كشور، آيا ما بهترين تيم تاريخ برزيل را در همه زمان ها تجربه خواهيم كرد؟
- تيمهاي زيادي هستند كه بازيهاي عالي و باشكوه داشتند. برزيل 1970 يا 1982 كه به اين عنوان نرسيدند. با اين حال اين تيمها در آن روزها خيلي خوب بودند. ما در سال 2002 هم تيم خوبي داشتيم. اكنون هم بازيكنان سطح بالا و تراز اولي داريم. اگر ما بتوانيم بازيهاي درخشان خودمان را انجام دهيم، اين بخت را هم خواهيم داشت كه بهترين تيم همه تاريخ برزيل باشيم. مهم، فتح جام جهاني است.
* اگر برزيل نتواند از عنوان قهرمانياش دفاع كند، آيا در كشور شما همه چيز به هم ميريزد؟
- فوتبال در برزيل بينهايت اهميت دارد و در اين صورت همه غمگين خواهندشد. من جام جهاني 1998 فرانسه را به خوبي به ياد دارم. آن شكست بد برابر فرانسه در ديدار پاياني را خوب به خاطر ميآورم. خودم را خوب يادم هست كه آن روزها چه اندازه نارحت و غمگين بودم. ما از اهميت جام جهاني در نزد مردم برزيل به خوبي آگاهيم. براي هم وطنان من هيچ تمايزي ميان تيم دوم يا آخر جام جهاني وجود ندارد. هدف همواره قهرماني در جام جهاني بوده است. كار دشواري است، اما اميدوارم كه برزيل قهرمان جام جهاني بشود.
* شما در آلمان دومين جام جهاني عمرتان را سپري ميكنيد، برگزاري اين مسابقهها را چه طور ميبينيد؟
- فكر كنم برنامهريزيهاي بسيار خوبي صورت گرفته باشد. چرا كه در جام كنفدراسيونها هم همه چيز به خوبي صورت پذيرفته بود. همه چيز بسيار خوب پيش خواهد رفت.
* شما در ديدار پاياني دوره گذشته جام جهاني برابر آلمان به ميدان رفتيد. به نظر شما تيم كلينزمن به نسبت تيم فولر بهتر است يا ضعيفتر؟
- احساس ميكنم، آلمان تيمي در شرايط خوب است. آنها در خانه بازي ميكنند و همه چيز برايشان به خوبي مهيا است. در جام كنفدراسيونها هم آلمان را حريفمان ميدانستيم، چرا كه آنها در سطح خوبي به سر ميبردند. از همين روز آنها در اين دوره هم اين گونه ظاهر خواهند شد. آنها در كره و ژاپن به ديدار پاياني رسيدند. از همين رو ايمان دارم كه آنها اين بار هم نمايش باشكوهي خواهند داشت.
* كدام بازيكن آلمان را تاثيرگذار تر از ديگران ميبينيد؟
- در آلمان، خيليها هستند. آنها هميشه گلزنان خوبي داشتهاند والبته دفاع محكمي را دركنار اين گلزنان. آنها با سانترهاي زياد و توپهاي بلند بازي ميكنند. فوتبالي كه بسيار زيبا است.
* «خوسه نستور پكرمان» سرمربي تيم ملي آرژانتين يك سال پيش گفته بود، برزيل يك سطح بالاتر از ديگر تيمها است. آيا هنوز هم اين چنين است؟
- فكر ميكنم، برزيل تيمي است كه بازيكنانش از مدتها قبل با هم و در كنار هم به بازي مشغول هستند. ما همديگر را به خوبي ميشناسيم. البته تيمهاي خوب ديگري هم هستند. حتي هنگامي كه ديگران ما را به عنوان بخت نخست قهرماني در نظر ميگيرند چراكه ما در دوره گذشته جام جهاني، كوپا آمريكا و همچنين جام كنفدراسيونها را به دست آوردهايم. همه ما به خوبي ميدانيم كه اين افتخارات به پايان رسيدهاند و به زودي جام جهاني ديگري شروع ميشود.
* مارادونا چند هفته پيش پيراهن برزيل را به تن داشت. آيا شما هم چنين نمايشهايي داشتهايد؟
- صادقانه بگويم كه من نميتوانم خودم را با پيراهن تيم ديگري به جز برزيل در نظر بياورم. من نميتوانم پيراهن تيمهاي ديگر را بپوشم.
* پله را چگونه توصيف ميكنيد؟
- بزرگترين بازيكن همه دورانها. اين طور نيست؟ اين را هميشه گفتهام:«پادشاه فوتبال»
* مارادونا چطور؟
- يكي از بازيكنان بزرگ دنيا. او همچون پله تاريخ فوتبال را رقم زدهاند. آنها بزرگترين اسطورههاي تاريخ اين ورزش هستند.
* و بكن باوئر؟
- او هم، هيچ گاه بازيهاي او را از نزديك نديدهام. با اين حال همه بازيهاي او را تماشا كردهام. او هم دوران ساز بوده است و همواره خدمات و فوتبالش در يادها خواهد ماند.
* شما بايد بدانيد كه چرا «فوتبال» جهاني شده است. چرا تقريبا همه علاقهمند به اين ورزش هستند يا دست كم تماشاي آن؟
- اين نوعي شيفتگي است. هنگامي كه بازي ميكنيد، به شدت در حركت و هيجان و تكاپو هستيد. من از سرزميني ميآيم كه فوتبال در آن مهمترين مقولههاست.
* از كدام يك از دورههاي گذشته جام جهاني بيشتر خوشتان ميآيد؟
- از جام جهاني 1994. آن زمان فوتبال را به خوبي درك ميكردم. از اين دوره به بعد همه دورههاي جام جهاني را به خاطر دارم.
* آيا در فوتبال كنوني، چيزي وجود دارد كه مورد علاقهي شما نباشد؟
- از همه چيز فوتبال خوشم ميآيد. همه آنچه را كه نميپسندم چيزي است كه نميتوان بازي كرد. اگر همه چيز در شرايط ايدهآل باشد، من ميتوانم براي هميشه بازي كنم.
* در نظر بگيريد كه شما ميتوانيد سپ بلاتر، رييس فيفا را به تغييراتي در فوتبال ترغيب كنيد. آن تغيير چه خواهد بود؟
- نميدانم. به نظر من فوتبال ورزشي كامل است. بهترين چيزي كه ميتواند وجود داشته باشد.
* پس از فتح جام جهاني در كنار قهرماني در اسپانيا و ليگ قهرمانان اروپا ديگر چه انگيزهاي براي شما وجود خواهد داشت؟
- اگر اين شانس را داشته باشم كه به همهي اين عنوانها دست پيدا كنم، يقين دارم كه انگيزههايم بيشتر خواهد شد تا در اين سطح بمانم و مسابقههاي بزرگ را ببرم و اجازه بدهم تا مسابقهها از كيفيت بالايي بهره ببرند. اين بهترين انگيزههاست. اين طور نيست؟
* شما يك فرزند پسر داريد. او چه كاره خواهد شد؟ بازيكن فوتبال يا پزشك. وكيل يا روزنامهنگار؟
- خيلي دوست دارم كه او بازيكن فوتبال بشود. براي يك بازيكن فوتبال، بسيار رويايي است كه فرزندش هم شغل او را پي بگيرد. در هر حال او در انتخاب خود آزاد است. بدون شك.
* و پرسش آخر اين كه آيا در زندگي تنها به فوتبال ميانديشيد و يا ديگر رخدادهاي جهان هم در نظر داريد. مانند آنچه در ايران يا عراق ميگذرد؟
- خير. من هيچ نظري ندارم. با اين حال ما بازيكنان فوتبال زندگي بسيار فشردهاي داريم. ما مشكلات ناخواسته را ميبينيم و فكر ميكنيم كه جهان بهتر از آنچه كه اكنون هست ميتواند باشد. ما مثبت ميانديشيم تا آن كه همه چيز بهتر شود.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 22:47  توسط Ali
|
جام جهانی نزدیک است و کم کم تیم های حاضر در این تورنومنت بزرگ جهانی خود را برای آغاز این بازی ها آماده می کنند. بعد از اتمام لیگ ها و مسابقات فوتبال در کشور های حاضر در جام جهانی، مربیان اسامی تیم خود در این بازی ها را اعلام می کنند تا در فاصله کمتر از ۲۵ روز مانده به آغاز بازی ها خود را آماده حضوری موفق در این رقابت ها کنند.
اگه دوست داری بدونی سر انجام چه کسایی برای سفر به آلمان انتخاب شدند ادامه ی مطلب رو بخون
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 13:6  توسط Ali
|
ابراهیم میرزاپور
حسن رودباریان
وحید طالبلو
مهدی مهدوی کیا
سهراب بختیارزاده
یحیی گلمحمدی
رحمان رضایی
جواد نکونام
فریدون زندی
علی کریمی
وحید هاشمیان
علی دایی
رسول خطیبی
حیسن کعبی
مهرزاد معدنچی
غلامرضا عنایتی
جواد کاظمیان
صادقی
محمد نصرتی
آندرانیک تیموریان
آرش برهانی
ستار زارع
مسعود شجاعی
ضمن اینکه واعظی – نیکبخت واحدی - هادی شکوری – رجب زاده- منیعی و محرم نویدکیا در لیست انتظار قرار دارند
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:51  توسط Ali
|
در حالی كه حدود 30 روز تا آغاز بازی های جام جهانی فوتبال مانده است لحظه به لحظه تب فوتبال در تمامی جهان بالاتر می رود و نفس ها تا رسیدن 20 خرداد و افتتاح رسمی بازی ها در آلمان در سینه حبس شده است.
××گروه اول:
آلمان:ميزبان رقابت ها بي ترديد يكي از مدعيان كسب جام خواهد بود.آلمان ها كه يكي از پر افتخار ترين تيم هاي تاريخ جام جهاني هستند با وجو ستارگاني چون باستين شويناشتاينگر و لوكاس پودولسكي به دنبال چهارمين قهرماني خود در جام جهاني می گردند.بهترين بازيكن اين تيم سوپر استار تيم بايرن مونيخ يعني ميشائيل بالاك خواهد بود و در درون دروازه هم ينس لمان در عالي ترين دوران فوتبال خود به سر مي برد.
كوستاريكا:تيم سوم منطقه كونكاكاف به هيچ وجه در حد و اندازه هاي جام جهاني نيست.بهتر است بگوييم كه اگر به غير از كونكاكاف در هر يك از كنفدراسيون هاي ديگر حضور داشتد به هيچ وجه شانسي براي صعود برايشان نمي شد تصور كرد اما به لطف سهل بودن صعود از آمريكاي شمالي آنها اكنون در اين مرحله حضور دارند و خوشحال ترين تيم از اين بابت بي شك آلمان است كه با آنها همگروه شده است.بهترين بازيكن اين تيم پائولو ونچاپ است كه بعد از اين رقابتها از فوتبال خداحافظي مي كند.در كنار او گيلبرتو مارتينز و والتر سنتنو نيز بازيكناني مستعد به نظر مي آيند.
لهستان:اگرچه مشهور ترين بازيكن لهستان يرزي دودك است اما با وجود بازي هاي درخشان او در مرحله انتخابي جام جهاني 2006 بايد گفت كه بهترين بازيكن لهستان مسيه زاروسكي مهاجم تيم سلتيك اسكاتلند است كه در راه صعود اين كشور به جام جهاني به همراه زوج هماهنگش توماژ فرانكوسكي 14 گل را به ثمر رساند.آلمان براي لهستاني ها يادآور خاطرات تلخ و شيريني است.هنوز لهستاني هاي بسياري وجود دارند كه خانواده هاي خود را در نسل كشي ارتش نازي موسوم به هلوكاست از دست داده اند و همان افراد خوب به خاطر دارند كه كسب مدال طلاي فوتبال در المپيك 1972 برلين چه جشن و سروري در سوفيه به راه انداخت.لهستاني ها بي صبرانه منتظر آغاز بازي ها هستند.
اكوادور:تيمي كه بتواند هر دو غول آمريكاي جنوبي يعني آرژانتين و برزيل را شكست دهد و بالاتر از پاراگوئه و اروگوئه به جام جهاني صعود كند مطمئنا تيمي بسيار خطرناك است.اما آلمان و ساير همگروه هاي اكوادور بعد از نتايج بسيار ضعيف اين تيم در بازي هاي تداركاتي نفسي راحت كشيدند اما بايد ديد كه در زمين چه اتفاقاتي مي افتد.
سوارز سرمربي اين تيم بسيار خوش شانس است كه بازيكن با تكنيكي همچون كريستين لارا در خدمت دارد.در كنار او لوييس والنسيا و فرانكلين سالاس كه آينده بسيار درخشاني براي او پيش بيني مي شود نيز بازی می كنند.اكوادور اميدوار است كه با درخشش جواناني همچون اليسس دلا كروز (مدافع مستحكم آستون ويلا)، ايوان هرتادو، مندز و آگوستين دلگادو، بتواند در دومين حضورش در جام جهاني شگفتي ساز شود.
××گروه دوم:
انگليس: اسون گوران اريكسون اولين مربي خارجي تاريخ تيم ملي انگلستان بود و بعيد نيست كه آخرين آنها هم باشد، براي همين تمام تلاشش را براي رسيدن به عنواني در خور نام اين كشور خواهد كرد.انگليسي ها بعد از قهرماني در سال 1966 به هيچ عنواني در اين بازي ها دست نيافته اند و اكنون مي خواهند به اين انتظار 40 ساله پايان دهند.هرچند در درون دروازه اين تيم با بحران روبرو است اما حضور مدافعيني همچون ريو فرديناند، جان تري و اشلي كول تسكين دهنده است.در ميانه ميدان هم لمپارد، بكهام و جو كول قابل اتكا هستند.خط حمله تيم ملي انگليس نقطه خبر ساز اين تيم بوده است كه با مصدوميت شديد وين روني اريكسون و ساير هواداران اين تيم بسيار نگران شده اند.
اما بهترين بازيكن اين تيم بي ترديد استيون جرارد است كه چند فصلي است كه در سطحي بسيار عالي براي ليورپول بازي مي كند.او يكي از ستارگان بازي هاي آلمان خواهد بود.
پاراگوئه:تيم پيرمردها لقب نسبتا مناسبي براي پاراگوئه به نظر مي آيد چرا كه همچنان بهترين گلزن اين تيم خوسه كاردوسو است كه از سال 91 تا به حال در تيم ملي بازي مي كند و همچنين كارلوس گامارا ستاره افول كرده اي كه ركورد دار حضور در تيم ملي پاراگوئه است در اين تيم بازي مي كنند.اما شايد بتوان لقب بهترين را به روكه سانتا كروز مهاجم بدشانس تيم بايرن مونيخ داد كه سالي دو سه بار مصدوم مي شود.سانتا كروز اميدوار است تا با درخشش در جام جهاني يكبار ديگر خود را در سطح بهترين مهاجمين بوندسليگا قرار دهد و جايگاه ثابتش در اين تيم را پس بگيرد.
ترينيداد و توباگو:مطمئنا اكثر مردم جهان ترينيداد و توباگو را با دوايت يورك مي شناسند و اگر همين تك ستاره هم در اين كشور متولد نمي شد اكنون از خود مي پرسيديم: "ترينيداد؟! نام سياره جديدي است؟!" اما دوايت يورك آنقدر مستعد بود كه در گذشته اي نه چندان دور و در زماني كه منچستر يونايتد هميشه مدعي قهرماني در ليگ قهرمانان بود او مهاجم ثابت اين تيم انگليسي بود و بعد از يونايتد هم او سالهاي نسبتا موفقي را در ليگ برتر گذراند.كاپيتان دوايت يورك با 60 بازي ملي تنها تر از آن است كه بتواند معجزه اي براي اين كشور كوچك منطقه كونكاكاف انجام دهد.
سوئد:نقطه قوت سوئد در خط حمله اين تيم است، جايي كه زلاتان ابراهيموويچ (يوونتوس) و هنريك لارسن (بارسا) حضور دارند مطمئنا بايد نقطه هراسناكي براي حريفان اين تيم در گروه دوم باشد.اما در اين بين بي شك هنريك لارسن با انگيزه اي مضاعف پاي به آخرين جام جهاني دوران بازيگري اش مي گذارد و سعي دارد تا با افزودن بر تعداد 34 گل زده اش براي تيم ملي، با خاطره اي خوش با اين رقابت ها وداع كند.
××گروه سوم:
آرژانتين:قهرمان دوره اخير جام جهاني جوانان يكي از جدي ترين مدعيان قهرماني بازي هاي آلمان نيز محسوب مي شود.خوسه پوكرمن تيمي بسيار جوان را در اختيار دارد و اين جوانان همگي از بهترين بازيكنان جهان نيز به حساب مي آيند.خوان رومن ريكلمه، خاوير ماشرانو، خاوير ساويولا و جوانان با تجربه اي مانند روبرتو آيالا، خوان پابلو سورين و هرنان كرسپو هر يك از نامي ترين بازيكنان فوتبال جهانند.اما بهترين بازيكن اين تيم كسي نيست جز ليونل مسي مهاجم تيم بارسلونا و بهترين بازيكن و آقاي گل رقابت هاي جام جهاني جوانان در سال 2005.بي شك در حضور آنها تيمهاي مدعي كار راحتي را براي رسيدن به جام پيش رو نخواهند داشت.
ساحل عاج:فيل هاي ساحل عاج بعد از صعود مقتدرانه شان به جام جهاني مي خواهند به مانند سنگال سال 2002 شگفتي آفرين باشند.مطمئنا تيمي كه از پس كامرون و مصر(قهرمان آفريقا) بر بيايد پتانسيل شگفتي سازي در جام جهاني را نيز دارد.بازيكنان اين تيم اكثرا جوان و پر انرژي هستند و همين نقطه قوتشان محسوب مي شود.آرونا ديندانه، حبيب كولو توره، ديديه زاكورا، آرتور بوكا، بليس كوآسي و باري كوپا كه همگي ساخته مدرسه فوتبال جين-مارك گويلو در شهر ابيجان هستند اميد هاي اين تيم محسوب مي شوند.به اين نام ها اضافه كنيد ديده دروگبا را تا بهتر درك كنيد چگونه شيرهاي كامروني هم در مقابل آنها حرفي براي گفتن نداشتند.
صربستان و مونته نگرو:ستاره هاي تيم صربستان هم بسيارند.ماتيا كژمان مهاجم اتلتيكو مادريد، دژان استانكوويچ از اينتر و ساوو ميلوسويچ با تجربه جزو بهترين هاي تيم هاي باشگاهيشان هستند اما در واقع نقطه قوت تيم ملي صربستان و مونته نگرو در آخرين نقطه دفاعي و جايي است كه دراگسلاو يوريچ مانند عقابي درون دروازه ايستاده است.بي ترديد او بيشترين سهم را در صعود تيم ملي كشورش به جام جهاني داشت و مهاجمان گروه مرگ جدال نفس گيري را در مقابل اين دروازه بان چابك پيش رو دارند.
هلند:هيچ تكنسين و مربي در جهان فوتبال پيدا نشده است كه بتواند راه حلي براي بازگشت تيم ملي اين كشور به دوران اوجش ارائه كند.بازيكناني بسيار توانا، ليگي پويا و جذاب، مدارس فوتبال فوق پيشرفته و مربياني با تجربه كه به هرجا قدم مي گذارند تغيير و تحولاتي ماندني در آن تيم مي دهند. اما تيم ملي هلند با وجود داشتن همه اين شرايط سالهاست كه طلسم شده و به عنواني درخور نامش دست نيافته است.عدم رسيدن به جام جهاني 2002 هم نقطه اوج ناكامي هاي هلند بود.اما اينبار آنها اميدوارند تا با هدايت ماركو فان باستن و با بازيكناني چون ادوين وان درسار، وان برونكهورست، مارك وان بومل، ادگار داويدز و رافائل وان درفارت از سخت ترين گروه مرحله اول بالا بيايند.بدون شك بهترين بازيكن اين تيم رود وان نيستلروي مهاجم منچستر يونايتد است كه هرچند اين روزها كمي افول كرده اما نگاه هلندي ها در نوك حمله به او و گل هايش است.
××گروه چهارم:
مكزيك:مكزيك شايد يگانه كشوري باشد كه مردمش براي دعوت ستاره محبوبشان به تيم ملي تظاهرات مي كنند و خيابان ها را اشغال مي كنند.هنوز هم جنگ و جدل بين مردم و ريكاردو لاولپه بر سر دعوت از بلانكو ادامه دارد اما تيم مكزيك بدون بلانكو هم تيمي مقتدر است.بدون شك بهترين بازيكن اين تيم رافائل ماركز مدافع تيم بارسلوناست.ماركز كه در اين فصل اكثر بازي ها را به طور ثابت در خط دفاع بارسا بود روند رو به رشدي را از خود به نمايش گذاشته است و كم كم خود را در زمره بهترين مدافعين جهان قرار مي دهد و جام جهاني مي تواند فرصتي باشد براي اثبات اين فرضيه و بي شك ماركز اين موقعيت را مفت از دست نمي دهد. بعد از ماركز مي توان به اسوالدو سانچز دروازه بان خوش آتيه اين تيم اشاره كردو همچنين جواناني جوياي نام همچون كارلوس سالسيدو و فرانسيسكو فونسكا.
مكزيكي ها در جام كنفدراسيون ها نشان دادند كه خيلي سخت شكست مي خورند و پيروزي 1-0 آنها مقابل برزيل در آن رقابت ها لرزه بر اندام ايران،آنگولا و پرتغال مي اندازد.
ايران: آريايي ها بدون شك يكي از بهترين تيم هاي حاضر در جام جهاني خواهند بود.آنها كه به عنوان دومين تيم به آلمان صعود كرده اند اصلا دوست ندارند كه زود از رقابت ها كنار روند.برانكو ايوانكوويچ به اين دلخوش است كه ستارگانش اكثرا در حال حاضر يا سابق بر اين در بودنس ليگا بازي كرده اند و شرايط بازي در آلمان را مي شناسند.علي كريمي، علي دايي، وحيد هاشميان و محرم نويدكيا از آن دسته اند.اما در اين بين بدون هيچ ترديدي مهدي مهدوي كيا موشك غير قابل مهار هامبورگ بهترين بازيكن به حساب مي آيد،گرچه که کریمی و دایی نیز می توانند این عنوان را از آن خود کنند..ايران پتانسيل اين را دارد كه در آلمان همه را شگفت زده كند
آنگولا:آنها به سختي به به اولين جام جهاني تاريخ كشورشان رسيدند اما گمان نمي رود هيچ مربي در اين دنيا پيدا شود كه آفريقايي ها را هرچقدر هم كه كوچك باشند دست كم بگيرد خصوصا اگر آن تيم تيمي باشد كه نيجريه را حذف و خود قدم به جام جهاني گذاشته باشد. آكوا كاپيتان آنگولا و ستاره سابق بنفيكا كه اكنون سالهاي پاياني فوتبالش را در قطر مي گذراند يكي از بهترين بازيكنان تاريخ فوتبال اين كشور است اما مانتوروس كه نقش به سزايي در صعود اين تيم به آلمان ايفا كرد بهترين بازيكن حال حاضر اين كشور آفريقايي محسوب مي شود.هرچند آنگولا در زمره ضعيف ترين هاي آفريقايي قرار مي گيرد اما اين جمله از آكوا كاپيتان اين تيم نشان مي دهد كه نبايد انها را دست كم گرفت:"ما مي خواهيم به جهانيان نشان دهيم كه آنگولا به جز نفت، جنگ و فقر چيز هاي ديگري هم دارد"
پرتغال:برزيل اروپا به واقع كه لقبي شايسته براي تيم ملي پرتغال است.در تك تك خطوط پرتعال داراي با كيفيت ترين بازيكنان اروپايي است و پتاسيل بسيار بالايي دارد.در خط دفاع ريكاردو كارواليو و پائولو فريرا دو ستاره تيم چلسي حضور دارند.در ميانه ميدان لوييس فيگو، كريستيانو رونالدو و ريكاردو كوارسما خود نمايي مي كنند و در خط حمله هم پائولتا گلزن قهار پاريس سنت ژرمن حضور دارد اما بدون شك بهترين بازيكن اين تيم كسي نيست جز دكو هافبك تواناي بارسلونا كه نقش به سزايي در قهرماني بارسا در لاليگا و همچنين صعود اين تيم به فينال ليگ قهرمانان ايفا كرد.بي خود نيست كه پرتغالي ها حتي روياي قهرماني را در سر مي پرورانند.
××گروه پنجم:
ايتاليا:ايتاليا هم از آن دسته تيم هايي است كه نمي توان به راحتي بازيكني را به عنوان بهترين بازيكن تيم انتخاب كرد پس اجازه دهيد كه در هر پست يكنفر را انتخاب كنيم.در درون دروازه جيانلوئيجي بوفون سنگربان يوونتوس بهتر از آنجلو پروتزي(لاتزيو) عمل مي كند.در خط دفاع فابيو كاناوارو يك سر و گردن بالاتر از آلساندرو نستا و جيانلوكا زامبروتا بازي مي كند.در ميانه ميدان فرانچسكو توتي نه تنها در تيم ملي ايتاليا بلكه در جهان هم بي نظير است و در خط حمله آلبرتو جيلاردينيو اميد مارچلو ليپي است هرچند كه فيليپو اينزاگي هم اين روزها بسيار خوب عمل مي كند.قهرمان سه دوره جام جهاني بسيار اميدوارانه به دنبال كسب چهارمين قهرماني است و براي كسب دوباره اين عنوان 24 سال است كه منتظر مانده.آيا زمان قهرماني آتزوري فرا نرسيده است؟
غنا:ستاره سياه آفريقا براي اولين بار است كه در جام جهاني حاضر مي شود و حريفي بسيار مرموز و ناشناخته براي سايرين است.بهترين بازيكن اين تيم بدون شك ميشاييل اسين هافبك گران قيمت چلسي است.در كنار او بازيكناني همچون فيلمون مك كارتي دروازه بان فاينورد، هانس سارپي مدافع پرقدرت ولفسبورگ و اتو آدو نيز حضور دارند.البته ساموئل اوسي كوفور را نيز فراموش نكنيد.
آمريكا:تيمي كه بروس آرنا آن را هدايت مي كند تركيبي از بازيكنان با تجربه و جوانان مستعد آمريكايي است.انتخاب يك بازيكن از جمع 23 نفره تيم ملي ايالات متحده اندكي دشوار است اما اگر از برايان مك برايد و كلوديو رينا هافبك توانمند منچستر سيتي بگذريم شايد بتوان گفت داماركوس بيسلي بهترين بازيكن اين تيم است هرچند كه براي انتخاب نام او به سختي از روي نام جوان تكنيكي چون لاندن داناوان گذشتيم.
جمهوري چك:با وجود رتبه بسيار عالي چك در رنكينك فيفا/كوكا كولا تا كنون موفق نشده بودند كه در هيچ جام جهاني شركت كنند و اين اولين بار است كه پاي به اين رقابتها مي گذارند.چك نوع جذابي از فوتبال را ارائه مي دهد كه بسيار سريع و تهاجمي است و مي تواند هر تيمي را به خطر اندازد.يان كولر مهاجم تواناي اين تيم نيز در آلمان آنها را همراهي خواهد كرد اما بهترين بازيكن چك بدون شك پاول ندود خواهد بود كه بعد از خداحافظي از تيم ملي مجددا براي كمك به كشورش در جام جهاني به تيم بازگشت.در كنار اين دو مي توان به اسامي همچون كارل پوبورسكي و ميلان باروش اشاره كرد.در درون دروازه هم اين تيم از دروازه بان توانمند چلسي يعني پيتر چك سود مي برد كه بسيار سخت گل مي خورد.
××گروه ششم:
برزيل:درباره آنها مي گويند كه تيم برزيل سال 2006 بهترين تيم تاريخ فوتبال اين كشور است و از آنجايي كه برزيل در سالهاي قبل هم بهترين تيم جهان بوده است بايد فهميد كه چه تيم پرقدرتي راهي آلمان خواهد شد.بي شك مردم برزيل به هيچ چيز كمتر از قهرماني رضايت نمي دهند.خوب حق هم دارند شما اگر جاي آنها بوديد و در خط دفاعي تيم ملي كشورتان كافو، سيسينيو، لوچيو و روبرتو كارلوس بازي مي كردند جز اين انتظار داشتيد؟!كافي است نگاهي به ساير خطوط اين تيم بياندازيد تا به قهرمان شدن مجددشان ايمان بياوريد.در خط مياني:باپتيستا، امرسون، زي روبرتو، گيلبرتو سيلوا، ادميلسون، جونينيو، كاكا و رونالدينيو.در خط حمله: روبينيو، رونالدو و آدريانو.در درون دروازه هم سنگربان مستحكم ميلان يعني ديدا حضور دارد تا ديگر هيچ ايرادي نتوان بر آنها گرفت.
ضرب المثلي براي فوتبال است كه مي گويد:"انگليسي ها ساختند و برزيلي ها به كمال رساندند" كدام تيم مي تواند جلوي آنها را بگيرد؟! به مغزتان فشار نياوريد چرا كه پاسخ يكي است:"هيچ كدام"
كرواسي:تيم سوم جام جهاني 98 در سومين حضورش در اين رقابتها با تركيبي از جواني و تجربه پاي به آلمان مي گذارد.بازيكناني با سابقه همچون ايگور تودور و برادران كواچ به همراه جواناني جوياي نام مثل سرنا و همينطور ماركو بابيچ تيمي مستعد به نظر مي آيد.بهترين بازيكن اين تيم هم دادو پرسو مهاجم با تكنيكش است كه در مرحله انتخابي بهترين گلزن گروه 8 بود.
استراليا:بالاخره بعد از 32 سال مجددا به جام جهاني بازگشتند و اينبار با گاس هيدينك مربي موفق كره جنوبي در سال 2002 به دنبال كسب افتخار براي قاره كوچكشان هستند.ستارگان اين تيم كه اكثرا هم شاغل ليگ برتر هستند شوارتز، لوكاس نيل، تيم كاهيل، مارك ويدوكا، كريگ مور و برت امرتون هستند.اما بهترين بازيكن اين تيم هري كيول مهاجم تيم ليورپول است و استراليايي ها به همراه اين بازيكنان به چيزي بيشتر از حضور در جام جهاني مي انديشند.بايد كمي انتظار كشيد و نتيجه تلاششان را ديد.
ژاپن:در چهار دوره اخير جام ملت هاي آسيا 3 بار قهرمان شده اند و اين سومين باري است كه در جام جهاني حضور دارند.دوره پيشن كه ميزبان بودند زياد بد كار نكردند و در مرحله دوم حذف شدند و همچنين در جام كنفدراسيون هاي سال 2005 عالی بازی كردند و برزيل با خوش شانسي توانست از چنگ آنها بگريزد و 2-2 مساوي كند.همين باعث شده است كه كارلوس آلبرتو پريرا براي جدال دوباره با تيمي كه زيكو آن را هدايت مي كند شب و روز نداشته باشد.ژاپني ها مدعي اند كه بهترين خط مياني آسيا را دارند و شايد هم حق داشته باشند كه با وجود هيدتوشي ناكاتا، شونسوكه ناكامورا و شينجي اونو و متخصص ضربه آزاد تيم كاشيما يعني ميتسو اوگاساوارا اينچنين به خود ببالند.بدون شك ناكاتا بهترين بازيكني است كه تا به حال فوتبال ژاپن به خود ديده است، هرچند كه نبايد از پتانسيل بسيار زياد ناكامورا نيز به سادگي گذشت.
××گروه هفتم:
فرانسه:خروسها بعد از قهرماني در جام جهاني 98 و همچنين يورو 2000 افت فاحشي كردند.در دوره قبلي بازي ها آنها كه براي دفاع از عنوان قهرماني آمده بودند بدون به ثمر رساندن حتي يك گل وداع تلخي با بازي ها داشتند و در يورو 2004 هم مغلوب يونان شگفتي ساز شدند.مردان ريموند دومنش اكنون مي خواهند به جهانيان نشان دهند به هيچ وجه دوران آنها به سر نيامده است.اتفاقا پتانسيل اثبات اين قضيه را هم دارند.در خط دفاع ويليام گالاس مهره قابل اطميناني است.در ميانه ميدان لودويك ژولي، كلود ماكلله، زيدان و صد البته پاتريك ويرا حضور دارند و در خط حمله بهترين بازيكن اين تيم يعني تيري آنري بازي مي كند.جوان اول فرانسوي ها هم جبرييل سيسه است كه روياهاي بسياري را در سر مي پروراند.
سوئيس:انتخاب يك بازيكن به عنوان شاخص ترين چهره تيم ملي سوئيس مانند اين مي ماند كه در گلفروشي از شما بخواهند يك گل را به عنوان زيباترين گل انتخاب كنيد.شايد بگوييد يوهان ووگل مدافع تيم آث ميلان، اما چگونه مي توان از نام فيليپ سندروس و نقش تعيين كننده اش در صعود آرسنال به فينال ليگ قهرمانان چشم پوشي كرد؟!بايد فراموشكار باشيم كه بازي درخشان مارتين زوبربولر دروازه بان اين تيم را در ديدار برگشت مقابل تركيه از ياد ببريم و البته نمي توان از روي اسم رافائل ويكي بازيكن تيم هامبورگ به سادگي گذشت.ترانكويلو بارنتا مدافع باير لوركوزن را هم فراموش نكنيد.قبول كنيد كه انتخاب يك بازيكن از اين جمع كار بسيار دشواري است.
كره جنوبي:موفق ترين تيم آسيايي در تاريخ جام هاي جهاني و يكي از دو ميزبان دوره قبل اينبار هم حريفي بسيار خطرناك براي سايرين محسوب مي شود.لي ون جائه دروازه بان اين تيم كه همگان بازي هاي درخشانش را در سال 2002 به خاطر دارند همچنان سنگربان اين تيم است.لي يونگ پايو باتجربه هم نقطه قوت كره در خط دفاعي است و در خط حمله هم لي دونگ گوك نقش انكار ناپذيري را ايفا مي كند.اما بدون هيچ ترديدي بهترين بازيكن كره جنوبي پارك جي سونگ هافبك-مهاجم منچستر يونايتد است كه با سخت كوشي منحصر به فردي الكس فرگوسن را مجاب كرد تا نيستلروي را بر روي نيمكت بنشاند و به وي بازي دهد.كره جنوبي را هيچ كس دست كم نخواهد گرفت.
توگو:بي شك امانوئل آدبايور بزرگترين اميد مردم توگو در جام جهاني است.بسياري اين مهاجم تيم آرسنال را با فرانك فياوو قهرمان دهه شصت اين كشور مقايسه مي كنند كه در لاشامپيونه براي موناكو و باستيا بازي مي كرد.آدبايور در صعود توگو به جام جهاني هم نقش بسياري داشت و با به ثمر رساندن 11 گل بهترين گلزن رقابت هاي انتخابي جام جهاني در قاره سياه بود.زوج او در تيم ملي توگو اولفيد آدكانامي است كه بسياري آينده درخشاني را براي او پيش بيني مي كنند و جام جهاني را مكاني براي معرفي وي به جهان فوتبال مي دانند.
××گروه هشتم:
اسپانيا:اسپانيا هم مجموعه اي از بهترين بازيكنان اروپايي است.ايكر كاسياس، مورينتس، لويس گارسيا، ژاوي، پويول، آنتونيو ريس، دويد ويا و البته فرناندو تورس مهاجم فوق العاده اتلتيكو مادريد بهترين بازيكنان اين تيم هستند.حضور تورس در پيشاني خط حمله تيم ملي اسپانيا قوت قلبي براي لوييس آراگونس است و او به شدت معتقد است كه ال نينو در جام جهاني همگان را تحت تاثير خودش قرار خواهد داد.اسپانيا تيم پرقدرتي است با بازيكناني با استعداد كه از تابستان 2004 تاكنون طعم شكست را نچشيده است.بايد ديد كه كدام تيم اولين باخت را به تيم آراگونس تحميل خواهد كرد.
اوكراين:اولگ بلوخين ستاره سالهاي دور تيم ملي شوروي و بهترين بازيكن اروپا در سال 1975 مفتخر است كه تيمي را هدايت مي كند كه جواهري همچون آندره شوچنكو در پيشاني آن مي درخشد.بي شك شوچنكو با كلاس ترين مهاجم اروپاي شرقي است و خط حمله تيم ملي اوكراين به يمن حضور وي كانون توجهات خواهد بود، اما اگر عربستان،تونس و اسپانيا فكر و ذكر خود را متوجه شوا كنند حماقت بزرگي را انجام داده اند زيرا دو مهاجم ديگر اين تيم آندره واروبي (شاختار دونتسك) و آندره وارونين (باير لوركوزن) مثل گرگي گرسنه منتظرند تا از اين غفلت حريفانشان نهايت استفاده را ببرند.
تونس:تونس كه به عنوان اولين تيم آفريقايي كه در جام جهاني به برد رسيده است نام خود را در دفتر تاريخ رقابتها ثبت كرده،تيمي نسبتا يكدست و با كيفيت است و روژه لمه سرمربي فرانسوي اين تيم از اين بابت ابراز رضايت مي كند.اما در اين بين هيكل گوئمامديا شايد يكسر و گردن بالاتر از سايرين باشد و بتوان اين مهاجم جوان را در صف بهترين مهاجمان آفريقا يعني دروگبا و اتوئو قرار داد.
به غير از او مردم تونس منتظر هنر نمايي زياد جزيري، عادل چادلي و كاپيتان حاتم طرابلسي و...هستند تا در سومين دوره حضور در جشن بزرگ فوتبال نه تنها دومين و برد خود را ثبت كنند بلكه بتوانند از گروه نسبتا آسانشان صعود كنند.
عربستان سعودي:قهرمان سه دوره جام ملت هاي آسيا در چهارمين حضور پياپي اش در جام جهاني به دنبال جبران بازيهای افتضاحش در جام جهاني 2002 است.تيم ملي عربستان تركيبي از بازيكنان جوان و با تجربه است.در خط حمله سامي الجابر 34 ساله و ياسر القحظاني (گرانترين بازيكن ليگ عربستان كه با مبلغ 10 ميليون دلار به الهلال پيوست) حضور دارند.اما بهترين بازيكن اين تيم نواف التمياط هافبك مقتدر الهلال است كه يكبار هم در سال 2000 به عنوان بهترين بازيكن آسيا انتخاب شده است.
www.parsfootball.com
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 2:14  توسط Ali
|
آیا فکر کرده ایم واقعا چرا دایی محبوب نیست؟
در اوج جدل دايى و پروين بود كه سلطان سابق با پشت گرمى هواداران سينه چاكش در مقابل دوربين هاى تلويزيونى مثل يك سردار فاتح گفت: «دايى محبوب نيست، مشهور است» در مخيله اش هم نمى گنجيد كه روزى هواداران قرمز، او را به حيا توصيه كنند و از او بخواهند كه پرسپوليس را رها كند! روزى كه يكى ديگر به كنايه بگويد: «آقاى پروين حالا تو هم مشهور هستى» اما حالا، بحث اصلاً به پروين و لنگ اش مربوط نيست. موضوع، خود دايى است و اينكه چرا در جامعه ايرانى فردى با مختصات «دايى» محبوب نيست.

• على دايى ثروتمند است
امان از ناتمام ما. هميشه خاك و خلى ها را بيشتر دوست داشته ايم. جانمان براى آنها كه سوار موتور اين ور و آن ور مى روند، در مى رود. دوستش هم داشته باشيم، همين كه ببينيم مدل موتورش يك درجه بالاتر رفته يا نهايتاً به يك چهارچرخ منتهى شده حرصمان مى گيرد. ديگر دوستش نداريم. روزى با يكى از روزنامه نگاران مدرن شهر بحث داغى بود درباره دايى. مى پذيرفت كه كسى را در قامت او نداشته ايم. كه بايد حفظ اش كنيم. كه گلزن تمام عيارى بود. اما نهايتاً موضوع را به اينجا كشاند كه با تمام حسن هايش يك ايراد بزرگ دارد...
روزنامه نگار مدرن و استاد ما كه تجربه زندگى در قلب مدرنيته را هم داشت، به اين اصل اوليه زندگى حرفه اى ايراد مى گرفت كه چرا دايى با اين همه ثروت به مسائل مادی هم فكر مى كند؟ اما او به ياد نياورد و ما هم چيزى نگفتيم كه همين دايى با سرمايه گذارى بر روى مغازه ۴*۳فروش كالاهاى ورزشى در منيريه به اينجا رسيده است. از تمرينات بى وقفه و فيل كش. از عرق ريختن هاى بى نهايت. از سر وقت خوابيدن و به موقع بيدار شدن. از جان كندن. موهاى شقيقه اش را ديده ايد كه كاملاً سفيد شده اند؟ اساساً به ياد مى آوريد كه يك آدم ثروتمند را دوست داشته باشيم؟ يك آدم خودساخته را كه از هيچ به خيلى چيزها رسيده است. دوست داريم همه مثل ما تا صلات ظهر بخوابند و هر كس خلاف خواست ما عمل كرد بد مى شود. چه ايرادى دارد كه دايى كمپانى توليد لباس هاى ورزشى داشته باشد و با استفاده از ارتباطاتش يك برند بين المللى ايرانى را به دنيا معرفى كند؟ چرا نبايد از نامش در توليد موتورسيكلت استفاده كند؟ چرا وقتى خودمان نداريم دوست داريم ديگران هم نداشته باشند؟ اصلاً اين مسئله جزء بازى هاى سياسى شارپ است كه هر وقت بخواهند كسى را خراب كنند، مى گويند دارد برج مى سازد. امان از اين مثل هاى فارسى كه ذات ما را بدجورى به صورتمان مى كوبند. مگر نشنيده ايد كه مى گوييم «اگه ديگ براى من نمى جوشه، مى خوام كله سگ توش باشه»
• دايى هر روز خوش تيپ تر مى شود
دايى هم از موهاى بلند سشوار كشيده اش و از سبيلى كه حالا كم پشت شده فرار نمى كند. اصلاً چرا فرار؟ سرى به آلبوم هاى قديمى بزنيد و ببينيد ۱۰سال قبل، خودتان چه شكلى بوده ايد و حالا به چه قيافه اى در آمده ايد؟ هر قيافه اى مقتضيات زمانى و مكانى خاص خودش را مى طلبد. اما ما كه اگر بهانه اى گير نياوريم. به چاك ديوار گير مى دهيم، مى گوييم قيافه قبلى اش را يادتان مانده؟ با آن سبيل ها. انگار خودمان از همان حضور در رحم مادر، طبق آخرين مدل بازار اروپا تيپ مى زده ايم. به لباس هاى مارك دارش گير مى دهيم و به ساعت ميليونى اش. به اينكه چرا اينقدر به سر و وضع اش مى رسد و هميشه لباس هايش را ست مى كند. تا حالا به «ما»هايى برخورده ايد كه فوتباليست درست و حسابى را كريم باقرى مى دانند، چون قيافه اش از ۱۰سال قبل تا حالا تغيير نكرده. امان از ناتمام ما.
•دايى صريح اللهجه است
كسانى را دوست داريم كه همواره در مقابل انظار، با گردن كج و شانه هاى افتاده و لباس هاى با دو سايز بزرگتر ظاهر مى شوند و مدام قربان صدقه مردم همه چيز فهم ما مى روند. دوربين كه رويش را برمى گرداند و ضبط صوت كه out of Record مى شود، فرصت براى خالى كردن تمام كمپلكس ها بر سر مردم و مسئولان و دوستان و البته روزنامه نگاران فراهم است. همه ناگفته ها با موتيف «اينارو ننويس» به ذهن مصاحبه گر بيچاره مخابره مى شود تا او هم طبق عادت مالوف دوستان ديگر را مطلع كند و زنجيره انسانى انتقال حرف هاى درگوشى آغاز به كار كند. اما دايى به راحتى در مقابل پروين مواضع اش را اعلام مى كند و در برنامه تلويزيونى با جسارت منحصر به فردش ناگفته ها را مى گويد. در مقابل خبرپراكنى ها و شايعه سازى هاى روزنامه نگارى كه زمانى مربى اش بوده و حالا سهم اش پرداخت نشده، خم به ابرو نمى آورد و حتى يك بار هم پالسى براى ايجاد ارتباط ارسال نمى كند. در اين شكى نيست كه بعضى مواقع هم تندروى مى كند و برخى روزنامه نگاران نا سالم را نيز مى رنجاند. ولى فراموش نكنيم كه در اين فضاى پر از دورويى او كار خودش را مى كند.
• دايى سال ها در اوج بوده است
كدام فوتباليست را در دنيا سراغ داريد كه ۱۱ سال در اوج باشد. هر فصل گل بزند و هيچ وقت از آنچه بايد پائين تر نيايد.به اعتقاد خيلى ها هنوز هم از رقبايى كه برايش روز و شب تراشيده مى شود، سطح اش بالاتر است. اگر به او بنگریم به مجموعه اى از افتخارات مى رسيم كه با حافظه تاريخى ضعيف ما به شدت متعارض است. چون هر چيزى را كه نخواهيم، به ياد نمى آوريم. گلزنى هاى مداوم در تيم ملى. درخشش در باشگاه هاى مختلف از بانك تجارت تا پرسپوليس و از آرمينيا بيلفلد تا هرتا برلين. و حتى درخشش در تيم ضعيفى به نام الشباب و گلزنى هاى پى درپى و حضور مجدد در ليگ برتر ايران و آقاى گلى در اولين فصل با پرسپوليس پر از توطئه و ضعيف. اينجا اما، ما هر روز منتظريم تا دايى لغزش كند و آن گاه آن را در بوق و كرنا كنيم تا صدايش به روزنامه هاى ژاپنى هم برسد. آن قدر گل زده كه شايد تا ۵۰ سال ديگر هم ركورد گلزنى هاى ملى اش شكسته نشود. اين قدر در كارش مداومت داشته كه حالا نامش فراتر از پله و پوشكاش و ستاره هاى معاصر، آن بالابالاها قرار گرفته است. از بس ركورد زده كه ديگر خسته شده ايم. آقاى دايى لطفاً تمامش كن. امان از اين تنوع طلبى بى حد ما.
• نخبه كشى در ذات ماست
چند سال ديگر بايد منتظر بمانيم تا يك دايى ديگر ظهور كند و باز با بالاپريدن هاى مخصوص اش، با مشت هاى گره كرده و چشمان از حدقه درآمده اش پس از هر بار گلزنى به آسمان بپريم.
هر نخبه اى را كه با عرق جبين مى سازيم، به ثمن بخس به خاك مى نشانيم. نمونه اش همين دانشجويان درجه يكى كه به آسانى آب خوردن، از كشور خارج مى شوند و حتى رضايت مى دهند در دانشگاه هاى درجه دو و سه كانادا، اوكراين و استراليا درس بخوانند اما فقط از ايران بروند. «دايى» را تنها مى گذاريم و اصلاً به فردايى فكر نمى كنيم كه حضور او به عنوان يك آدم مشهور در بالاترين كرسى هاى فوتبال دنيا منشاء چه منافعى براى فوتبال و البته كشور ما است. ابهت او را، شأن او را و جايگاه او را به چالش مى كشيم، چون دوست داريم با گنده ها در بيفتيم تا جسارت مان را به همگان ثابت كنيم و جلوتر از نوك دماغ مان را نمى بينيم. اساساً منتقد بودن، هميشه پرستيژآفرين است و چه بهتر كه صيد بزرگترى براى انتقاد انتخاب كنيم. پس مفهوم «منافع ملى» چيست؟ فوتباليست تحصيلكرده ثروتمند با مقبوليت جهانى. نمونه ديگرى سراغ داريد؟
•••
باور كنيد كه هنريك ايبسن فكر كرده و بعد گفته: «قوى ترين آدم ها، تنها ترين ها هستند.»
نویسنده: مجيد رئوفى
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:49  توسط Ali
|
قهرمانی استقلال رو به همه دوستای استقلالیم تبریک می گم و به همشون می گم که دلتون رو به این قهرمانی خوش کنید چون هفت هشت سال رنگ قهرمانی رو نمی بینید نه شما نه هیچ تیم دیگه ای چون ما دوباره اومدیم
اینم بگم که خدایش حقتون بود که قهرمان بشید امیدوارم نماینده ی خوبی برای ایران باشید
+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 22:23  توسط Ali
|
بااینکه شانس تیم استقلال نسبت به پاس برای قهرمانی بسیار محتمل تر است ولی طرفداران ابی به هیچ وجه روزگار ارامی را سپری نمیکنند! انان چندین سال است که درروزهای اخر قافیه را بدجوری وا داده اند و به روی همین اصل از ریسمان سیاه و سپید میترسند!(انها در اولین دوره با یک تساوی سرود قهرمانی را میخواندند اما چون برای تساوی رفته بودند باخت ثمره کارشان شد)
استقلال به اصفهان رفته بود تا نود دقیقه تمام دفاع مقدس انجام بدهد، تیر دروازه انان کبود شد اما با خوش اقبالی فراوان توانستند همان تک امتیاز را که بسیار از "گز و سوهان" نصف جهان شیرینتر است به رسم سوغات روانه تهران کنند
حال استقلال مانده و برق شیراز! دیگر چه چیزی از این اسانتر؟ (اسان از این جهت که در لیگ امسال فقط دو تیم از برق ضعیفتر بودند كه هر دو روانه دسته یك شدند) با یک برد انان میتوانند این انتظار شش ساله را به پایان برسانند، حتی در صورت باخت پاس ، استقلال با یک تساوی و شاید هم در بد بینانه ترین حالت، با یک باخت قهرمان لیگ برتر میشود اما تیم قلعه نوعی نشان داده که در روزهای حساس کنترل ساق بازیکنانش از حیطه مغزشان خارج میشود! (بازی احساسی و ترسو مابانه از ویژگیهای بارز این حالت است.)
در طرف مقابل دقیقا پاس با یک روش کاملا متمایز بازی میکند انان چندان به دفاع نمیپردازند و تمام فکر و ذهنشان را معطوف کرده اند به بازی رو به جلو و هجومی. شاید این روش بعضا به ضرر این تیم تمام بشود اما به طور قطع این نوع دکترین تماشاگر پسند تر میباشد. کار به روز اخر رسید و قهرمان باید قهرمانانه بازی کند!( و از مختصات قهرمان این است که به کسی تهمت تبانی نمیزند و با برد خودش جام را میقاپد به همین سادگی!)
در حالت معمولی بردن برق ته جدولی چندان هنر نمیخواهد اما در شرایط فوق که استرس و هیجان بازیکنان استقلال را باید بر حسب ریشتر اندازه گیری کنیم از این بازی یک بازی کاملا متمایز ساخته است و اگر فکر کنیم که استقلال کار راحتی را پیش رو دارد سخت در اشتباهیم(استقلال شانس اورد که با برق قعر جدولی روبه رو میشود اما نباید گول رده را خورد) درست است که بردن صبا در صبا شهر بسیار مشکل تر از بردن برق در ازادیست اما گویا ان فشار ویرانگر به روی بازیکنان پاس دیده نمیشود و این تنها برگ برنده مصطفی دنیزلی میباشد.
بله کار به روز و حتی ثانیه های اخر میرسد و مطمئن باشید که جام را به ترسوها نمیدهند شجاعت تنها ادویه، شام اخر است چرا که نه تساوی جامی به پاس میدهد و نه یک امتیاز متضمن قهرمانی استقلال است !
(منبع
www.parsfootball.com)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 16:23  توسط Ali
|
تیم بایرن مونیخ طی دو هفته اخیر نتایج خوبی را كسب نكرده است. این تیم با كسب یك تساوی در مقابل تیم ته جدولی كلن و شكست سنگین مقابل وردربرمن، هامبورگ را كه در رده دوم جدول بوندسلیگا قرار دارد، روز به روز به خود نزدیك تر می بیند و با اینكه 5 هفته به پایان مسابقات باقی مانده است، تنها 4 امتیاز با هامبورگ اختلاف دارد و این موضوع باعث نگرانی هوادارن این تیم شده است، به طوری که طرفداران بایرن بعد از شکست مقابل وردربرمن همگی یک صدا فریاد زدند: "ماگات حیا کن... بایرن مونیخ را رها کن"
طرفداران عصبانی بایرن که بعد از حذف شدن تیم محبوبشان از لیگ قهرمانان اروپا، حالا قهرمانی شان در بوندسلیگا را هم قطعی نمی دانند، از نحوه بازی بازیکنانشان بسیار ناراحت بودند و طی بازی این تیم در مقابل وردربرمن دقایقی فریاد "بازیکن بی غیرت نمی خوایم! نمی خوایم!" ورزشگاه را پر کرد.

پس از پایان یافتن این بازی در شرایطی که خبرنگاران منتظر مربیان دو تیم به ویژه ماگات بودند تا از چند و چون کار و نظر او در رابطه با نارضایتی هواداران سوال کنند، اما ناگهان همگان شاهد بودند که 2 جسم متحرک با سرعت نور از کنار آن ها عبور کرد. در صحنه های اسلوموشنی که دوربین های تلوزیونی ضبط کرده بودند، پس از اینکه سرعت آن را به اندازه 10 ها بار کم کردند، متوجه شدند این دو موجود سریع السیر ماگات و هوینس هستند که با توجه به شکست سنگین تیمشان و سر و صدای تماشاچیان، حاضر به پاسخگویی نبودند و فرار را بر قرار ترجیح دادند. البته همچنان این سوال در اذهان مطرح است که اولی هوینس و فلیکس ماگات با آن آمادگی جسمانی و آن وضعیت بدنی و هیکل آماده چطور به آن سرعت همه خبرنگاران را پشت سر گذاشته و ناگهان از جلو دیدگان همه ناپدید شدند؟
اما در تمرینات روز بعد از بازی در شرایطی که خبرنگار یکی از شبکه های آلمان هوینس را به سختی گیر آورد، از او در مورد شکست تیمش در مقابل وردربرمن سوال کرد. اولی هوینس ابتدا با این جمله آغاز کرد: یک مشت بی معرفت جمع شدند توی تیم ما!... هیچ کدام غیـــرت ندارند... این بازیکنان دیگر مثل قدیم ها نیستند... یک زمانی ما آجر می بستیم به پاهایمان تپه های باواریا را مثل فشنگ! می رفتیم بالا، میامدیم پایین.
او با اشاره به وضعیت کاپیتان تیمش مشاییل بالاک که این روز ها صحبت از پیوستنش به چلسی مطرح است گفت: این بازیکنان تنها به فکر پول هستند! هیچ کدام تعصب و غیرت ندارند و توی زمین راه می روند. درست است که ما مدت هاست مشکلات مالی داریم و مثل چلسی پول نمی دهیم، اما بازیکنان باید به خاطر ماگات از جانشان مایه بگذارند. مثل اینکه دیگر مانند گذشته کسی برای ماگات بازی نمی کند!
وی همچنین افزود: بازیکنی که در زمین راه می رود جایی در تیم ما ندارد. همان بهتر که بایرن را ترک کند.
هوینس در پاسخ به این سوال که آیا تیم بایرن مونیخ بعد از جدایی بالاک دچار مشکل می شود یا نه، گفت: خوشبختانه دختر آقای ماگات به تازگی ازدواج کرده اند و داماد ایشان هنوز شغل مناسبی پیدا نکرده است و این ها همگی گویای این مطلب است که تیم در این شرایط آمادگی استخدام بازیکنان خارجی را دارد تا بتوانیم هم دل این زوج جوان را هم شاد کنیم و هم اگر امکانش بود نبود بالاک را جبران کنیم. با این شرایط و با توانایی هایی که من در داماد ماگات سراغ دارم می توانیم از بازیکنان ایتالیایی، اسپانیایی و هر بازیکن دیگری با هر زبان دیگری استفاده کنیم، زیرا اگر هم او به آن زبان آشنایی نداشته باشد، می تواند کم کم از بازیکنان زبانشان را یاد بگیرد و به آن ها هم آلمانی یاد دهد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 23:1  توسط Ali
|